آشنايي با دکتر علي اکبر خان محمدي استاد دانشگاه شهيد بهشتي و متولد دامغان.

«گنج و گنجينه» و «ادبيات تطبيقى» و «فهرست قرآنهاى خطى» و تصحيح «ديوان حافظ» از جمله آثار منتشرشده على اكبر خان محمدى است. وى متولد ۱۳۲۵ دامغان است و در رشته ادبيات تطبيقى از دانشگاه فرانسه دكترا گرفت و از دانشگاه تهران نيز دكتراى ادبيات فارسى دارد. دكتر خان محمدى هم اكنون در دانشگاه شهيد بهشتى تدريس مى كند و در تدارك گزيده آثارى از چهره هاى ادب كلاسيك فارسى است كه تاكنون مسعود سعدسلمان، رودكى، فرخى، منوچهرى و كسايى مروزى را آماده انتشار دارد.


*** آقاى خان محمدى، در كتاب «ادبيات تطبيقى» چه آثارى مورد مطالعه قرار گرفته اند؟
اين كتاب ترجمه اى از نويسنده اى فرانسوى است و در واقع يك كتاب پايه و آموزشى در شناخت ادبيات تطبيقى است. البته اين كتاب جلد دومى هم دارد كه هنوز موفق به چاپ و انتشار آن نشده ام. من اين كتاب را با مقدمه مفصل و تعليقات و حواشى فراوان منتشر كرده ام كه پايه ريزى ادبيات تطبيقى در ايران و اشكالى كه مى تواند پيدا كند، با همه جهات و جنبه هايش تشريح مى شود.جلد دوم اين كتاب تاريخچه ادبيات تطبيقى و مجامع و سازمان هاى بين المللى كه پيرامون اين مقوله فعاليت مى كنند، معرفى مى شود.


*** فكر مى كنيد چرا ادبيات تطبيقى در ايران عمق و گسترش پيدا نكرد و كمتر اهل قلمى وارد اين حوزه مى شود؟
دلايل زيادى مى توان بابت اين كم كارى آورد. ولى به نظر من يك مشكل عمده، مشكل زبان است كه اغلب اهل قلم و محققان عرصه ادبيات دارند و لازم است هر نويسنده و منتقدى حداقل به يك زبان خارجى تسلط داشته باشد تا بتواند در حوزه مطالعات خودش، آثار مرجع را به زبان اصلى بخواند. اما زبان در كشور ما بويژه در ميان اهل قلم جدى گرفته نشده است و ادبيات تطبيقى هم پايه اش بر زبان استوار است. بعد هم ادبيات كلاسيك فارسى بسيار غنى و پربار است و همين ويژگى سبب شده كه ما دچار غرور و تكبر بشويم و به ادبيات ديگر كشورها كمتر توجه كنيم و بهاى لازم را به آن ندهيم. در ايران تعداد معدودى از افراد بودند كه در زمينه ادبيات تطبيقى كار كرده اند و اينها هم درس خودشان را در خارج از كشور خوانده بودند. ضمن اين عوامل و علتهاى ديگرى هم بوده كه سبب شده اين رشته آنچنان كه بايد و شايد در ايران مورد توجه قرار نگيرد.


*** شما در فهرست نسخه هاى خطى قرآن، چند نسخه خطى را معرفى كرده ايد؟
من در اين فهرست نگارى بيش از صد نسخه خطى را معرفى كرده ام. لازم به توضيح است كه من از سال۶۵ تا ۷۵ مشغول يك كار فرهنگى براى بنياد مستضعفان بودم و كتابها و نسخه هايى كه از منازل و توابع جمع شده بود، در آنجا فهرست مى شد. البته غير از نسخه هاى خطى قرآن، نسخه هاى خطى ديگرى هم بودند كه فهرست كرديم اما هنوز چاپ نشده اند. «فهرست قرآنهاى خطى را با همت وزارت ارشاد و مؤسسه پژوهش وابسته به بنياد چاپ شده است.